پرويز اذكائى
36
فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )
پارتيان به كار مىبردند ، گويا همان كاغذ خراسانى باشد كه ابن نديم گويد آن را از كتان سازند ؛ و گويند كه صنعتگران چينى آن را به مانند كاغذ چينى برآوردند » « 1 » . بايد گفت كه يونانيان باستان نيز از پوستها به مثابه مادهء كتابت استفاده مىكردند ؛ و بايد جالب باشد اگر گفته شود كه كلمهء فارسى « دفتر » به معناى كتاب در اصل يككلمهء يونانى است به معناى « پوست » ، چنانكه در سدهء پنجم پيش از ميلاد هرودوت ( كتاب 5 ، بند 58 ) گويد كه ايونيان هم از ديرباز اوراق بردى را « ديفتراس » ( - پوستها ) مىخواندند ؛ زيرا پاپيروس ناياب بود ، پس آنها پوستهاى گوسفند و بز را به كار مىبردند ، حتى امروزه بسيارى از خارجيان بر روى همين پوستها نويسند » « 2 » . بدينسان ، كلمات « مجلّه » آرامى و « دفتر » يونانى هر دو به معناى پوست جانورى يا نبشتهء پوستى كه ايرانيان بر روى ستبر يا نازك آنها نمىنوشتند ؛ چه به قول جهشيارى ايشان مىگفتند كه ما جز آنچه در كشور خودمان بدست مىآيد ، بر چيز ديگر كتابت نمىكنيم « 3 » » . اما پوست گياهى به مثابه مادهء كتابت در ايران خود داستان ديگرى دارد ؛ و آن همانا « توژ » يا پوست نازك و سخت درخت خدنگ باشد ، كه از چوب آن نيزه و تير مىساختند ؛ و پوست آن ( - توژ ) را به كمان و زين اسب هم مىپيچيدند . چنانكه در شرح گنجينهء كهندژ ( سارويه ) اصفهان خواهد آمد ، ابن نديم به نقل از ابو معشر بلخى آورده است كه شاهان ايران در نگهداشت و ماندگارى دانشها عنايت بليغ داشتهاند ، پس كتابخانهها از براى آنها بنياد كردهاند ؛ و از براى كتابت پوست درخت خدنگ - يعنى « توژ » را به كار بردهاند كه از گنديدگى و پوسيدگى بدور مىماند . مردم چين و هند و در پى ايشان ملّتهاى ديگر در اين امر از ايرانيان پيروى كردهاند . همچنين ، آن پوست را از براى كمانهاى خود برگزيدند . . . ؛ و چنانكه وقتى در روزگار ما ( ظ : ح 200 ق . ؟ ) بخشى از ساختمان كهندژ سارويهء اصفهان ويران شد ، از آن ميان خانهاى شفتهاى پديدار گرديد كه در آن كتابهاى بسيارى از نامههاى پيشينيان همه بر روى پوست توژ نوشته ؛ و اقسام دانشهاى نخستين به كتابت فارسى باستان در آنها سپرده بود . بناى سارويه را درون
--> ( 1 ) . الفهرست ، چاپ تهران ، ص 23 . ( 2 ) . فرهنگ ايران باستان ، ص 112 - 113 . Herodotus , vol . III , pp . 64 - 65 / ( 3 ) . الوزراء و الكتاب ، ص 17 .